دوشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۳

افکار عمومی

... این ها نمی فهمند که آدم برای اینکه فکری و عقیده ای داشته باشد قبل از همه چبز باید کار کند. خودش کار کند، باید خودش در کار ابتکار داشته باشد، یعنی با کار خودش تجربه پیدا کند. هیچ کس به مفت چیزی به دست نمی آورد. اگر ما روزی تپانستیم خودمان کار کنیم عقیده ای هم خواهیم داشت و آن وقت می شود انتظار داشت که «افکار عمومی» هم پیدا شود ...

---
شیاطین (جن زدگان) / فیودور داستایفسکی / ترجمه سروش حبیبی/تهران - نشر نیلوفر / چاپ سوم تابستان ۹۱ / صفحه ۵۳

یکشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۳

فیلم کوتاه اتاق هشت

فیلم کوتاه عجیبی بود که احساس دوگانه ای بهش پیدا کردم، هر زندانی شاید تو فکر رهایی باشه، یا شاید مثل یک زندانی عقیدتی در عین اینکه راهی برای فرار میبینه، وایسته.

دارم فکر میکنم، تجربشو داشتم، من از سقف بیرون نرفتم، زندانی های بسیاری از کنارم رد شدن و رفتن، خیلی ها هم مثل من تو اتاق موندن ولی تا جایی که من دیدم تصور میکنم، سقف اتاق سلول ما دامی مثل سقف اتاق هشت نبود.

این فیلم کوتاه، هر چی که بود واسه من یادآور خاطرات چالش سالهای نه چندان دور بود، سالهایی که بین موندن و مبارزه کردن یا رفتن، موندن رو انتخاب کردم و امروز گوشه این سلول نشستم و به تردد زندانی ها و زندان بانها نگاه میکنم :)

و یک سوال، فرار از زندان آدم رو کوچیک میکنه و به دام حقارت میندازه؟
آیا شما فکر میکنید کسی که از زندان فرار میکنه، فردیه که کوچک شده و این حقارت رو باید تا پایان زندگی تحمل کنه؟ من که اینجوری فکر نمیکنم، به نظر من فقط اربابان قدرت هستند که میخوان فرار از زندان رو با کوچک شدن یکی بدونن.

از دید من اون مرد داخل قوطی کبریت های داخل کشو میز، بسیار بزرگتر از مرد پشت میز و ... هستش

پی نوشت اول: به راستی که زندانبان هم به نوعی زندانی هستش، با این تفاوت که زندانی در ظاهر خوار شده با عشق به آزادی زندگی میکنه و زندانبان با عشق به نان شب، هم خودش و هم نان شبش و هم کل جامعه رو در حمایت از صاحب قدرت دربند میکشه

پی نوشت دوم: چقدر زندانهای عالم شبیه هم هستن، از قوطی کبریت های گوهردشت و سایر شهرها، تا ساختمانهای یک شکل بتنی اروپای شرقی تا چین و‌کره شمالی و گوانتانامو و ابوغریب و ...

پی نوشت سوم: راستی کسی خبر داره مشکل مالی کارکنان قراردادی سازمان زندان های استان البرز حل شده؟ یادم میاد خیلی هاشون چند ماه حقوق طلب داشتن و بخاطر اینکه کارفرماشون قوه قضاییه (سازمان زندانها) بود، توانایی هیچگونه اعتراضی نداشتن.

شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۳

دلایل پیری زودرس از دید سیمای جمهوری اسلامی

سیمای جمهوری اسلامی در برنامه ای به معرفی خانواده موفق پرداخت و از زبان آن خانواده عنوان کرد: از چشمان مرد اشعه ای بیرون میاد که زن ها را دچار پیری زودرس میکند.



ادیان مختلف آموزهای مختلفی دارن که شامل مواردی صحیح و اصولی است و البته خرافاتی هولناک هستش، صدا و سیمای جمهوری اسلامی در برنامه ای تلویزیونی از زبان مهمانش حرفهایی رو منتشر کرده، که باید از نظر روانشناسی بررسی بشه و روانشناسان بیماری روحی که موجب چنین سخنانی شده رو تشخیص بدن، البته علمای اسلامی هم به واسطه وظیفه دینی خودشون باید تکلیف خودشون رو با چنین سخنانی که حداقل در ظاهر تضاد آشکاری با متون دینی داره رو مشخص کنن.

فقط چند تا سوال باقی می مونه.
نخست: این مدعیان اسلام که خودشونو در چادر سیاه مخفی کردند، آیا نمیدونن رنگ سیاه بیشترین جاذبه اشعه رو در میان رنگها داره
دوم: مگر در تمام متون اصلی دین اسلام بر مکروه بودن، پوشیدن رنگهای تیره تاکید نشده، چگونه ایشون این قدر دین دار هستند که از اشعه چشمان مردها گریزانند ولی از انجام اعمال مکروه گریزان نیستند؟
سوم: آیا این اشعه که از چشم مردان میتراود، سنسور محرم یاب دارد که مثلا نگاه همسرشان، تاثیری بر پیری زود رس ایشان ندارد ولی نگاه دیگران دارند؟
چهارم: دادگستری جمهوری اسلامی چگونه به کسی که در داستان حضرت یونس تردید داشت، حکم اعدام‌میدهد و‌اجرا میکند، اما با چنین سخنانی که نه تنها در تضاد کامل با متون اسلامی است، بلکه موجبات غیر موجه نشان داده شدن دین اسلام را پدید می آورد، هیچ‌گونه برخوردی نمی کند؟
پنجم: آیا شنیدن صدای چنین زنانی، موجبات پیری زود رس مردان را پدید نمی آورد؟ چون من حس میکنم در لحظه دچار پیری زودرس شدم!

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...